گروه رسانه‌ای «لرستان»

گفت‌وگو با مختار فلاحی، نوازنده ویولن و کمانچه

مصاحبه فاطمه یاراحمدی با مختار فلاحی، نوازنده و مدرس ویولون و کمانچه

مصاحبه فاطمه یاراحمدی با مختار فلاحی، نوازنده و مدرس ویولون و کمانچه در نشریه میرملاس نو منتشر شده است.

موسیقی اصیل ایرانی، جزو کهن‌ترین سبک‌های موسیقایی از دوران باستان تا به امروز است. همچون گذشته‌های دور، مشاهیر صاحب سبک بسیاری در تاریخ ایران معاصر سر برآورده و هر یک، گامی مؤثّر در اعتلا و پویندگی این موسیقی اصیل برداشته‌اند.

از مهم‌ترین مُهرنگاره‌های خُنیا (:موسیقی) در جهان؛ باید از آنچه که در «تپه چغامیش» دزفول برجای مانده، یاد کرد که در سال‌های ۱۹۶۱–۱۹۶۶ میلادی، یافت شده‌است. این مهرنگاره ۳۴۰۰ ساله؛ سیمایی از بزم رامشگران را نشان می‌دهد.

در این بزم باستانی، دسته‌ای خُنیاگر(:نوازنده) دیده می‌شوند که هر کدام، به نواختن‌سازی سرگرم هستند. چگونگی نواختن و نشستن این رامشگران، نشان می‌دهد که آنها، نخستین دسته خُنیاگران(:ارکستر) جهان هستند.

در این گروه رامشگران، می‌بینیم که نوازنده‌ای «چنگ» و دیگری «شیپور» و آن دیگر «تنبک» می‌نوازد. چهارمین رامشگر، خواننده‌ای است که «آواز» می‌خواند.

همچنین در این بزم کهن، آزاده‌ای را می‌بینیم که بر فرشی نشسته و از او پذیرایی می‌شود، از همین گاه، مُهر و نشانه‌های بسياري در دست است که نشان می‌دهند، خنیاگران بسیاری در ایران می‌زیستند.

موسیقی اصیل ایرانی که با نام موسیقی سنتی ایرانی، موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی دستگاهی نیز شناخته می‌شود، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از سال‌ها پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در ميان مردم ایران جریان داشته و آنچه دلنشین‌تر، ساده‌تر و قابل فهم‌تر بوده‌است، امروز در دسترس است. به مروز زمان وجود سازي چون ويولن در موسيقي ايران به نوبه خود تغيير چشمگير و گوش‌نوازي خلق كرد.

بسیاری معتقدند که ویولن نمونه تکمیل شده ساز رباب است و برخی بر این باورند که ساز ویولن از کشورهای عربی آمده‌است در هر حال وجهه جهانی ویولن را می‌توان در سازگاری آن با فرهنگ‌های مختلف و حضور این ساز در موسیقی ملل مختلف دید.

در استان لرستان نيز اساتید بزرگی چون زنده یاد عيسي سپهوندي و زنده یاد حشمت جودکی و پیشکسوتانی چون درویش رضا منظمی، محمود مدیری، غلامرضا موساییان و مختار فلاحي از نوازندگان ویلن در استان هستند كه هر يك هنرجويان موفقي را به موسيقي لرستان تقديم كرده‌اند.

مختار فلاحی 20 آذر 1358 در نورآباد متولد مي‌شود، به واسطه شرایط شغلی پدر در استان‌های مختلفی از ایران زندگی کرده و با فرهنگ‌های مناطق گوناگون کشور آشنايي دارد. زندگي در فضای شنیداری موسیقی شهرهاي مختلف نگاهي خاص به مقوله زندگی، هنر و به ويژه موسیقی ايراني را از دوران کودکی و نوجوانی در ذهن و جان او طنین انداز كرد.

روح کودکانه مختار با نوای اصیل موسیقی ایرانی مانوس شد. به رغم میل قلبی و علاقه بسیار برای ورود جدی وآکادمیک به این وادی، جبر زمانه تا شانزده سالگی مجال حضور در این عرصه را برای او مهیا نساخت. كمانچه را در نوجوانی نزد مرحوم استاد حسین سالم و استاد حجت ندري آموخت.

در همین دوران بود که طنین دل‌انگیز ویلن بر روح پر هیاهوی مختارِ جوان جادویی برپا نمود و او را به سمت یادگیری این ساز سوق داد و دوره ردیف موسیقی ایرانی را با ویلن نیز به اتمام رساند.

او که همواره به نوای آسمانی ساز خود می‌اندیشید با تکیه بر استعداد شگرف، شوق و علاقه وافر به موسیقی، زودتر از آن چه انتظار می‌رفت به عضویت گروه انجمن موسیقی استان لرستان به سرپرستي استاد محمدرضا كريمي درآمد و همزمان به همکاری با واحد موسیقی صدا و سیما پرداخت.

نامبرده برای ادامه تحصیل در رشته مهندسی عمران راهی همدان شد.

او که دانشجویی ممتاز در رشته خود به شمار می‌آمد درکنار تحصیل به فعالیت هنری ادامه داد و با شركت در جشنواره‌ها و کنسرت‌ با گروه‌هایي از جمله فارابی، نوبانگ و گروه‌هاي انجمن موسیقي استان همدان و دانشگاه بوعلی سینا بر تجربیات خود مي‌افزود.

در سال 1378به همراه گروه موسیقی نوبانگ دانشگاه بوعلی سینای همدان در سومین جشنواره موسیقی دانشجویان کشور در شیراز به عنوان گروه برتر دانشجویی شناخته شدند.

فلاحی با پایان یافتن دوره تحصیل و خدمت مقدس سربازی به سرزمين مادري‌اش بازگشت و به عنوان مدرس و مربی در سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای خرم‌آباد مشغول به کار شد. او به همکاری با انجمن موسیقی لرستان و واحد موسیقی صدا وسیما ادامه داد و ثمره آن ساخت، تنظیم و نوازندگی در بسیاری از آثار رادیویی و تلویزیونی بوده است.

ویدیوی اجرای ویولن توسط مختار فلاحی

عشقِ بی حد و حصر به آموختن و عطشِ پیشرفت در موسیقی سبب شد که از کوچکترین فرصتی براي افزایش معلومات خود فروگذاري نکند و به این ترتیب برای افزایش تجربیات خود در موسیقی ایرانی به محضر استاد مهیار فیروزبخت راه یافت و از تجربیات و کلاس‌های اساتید بسیاری همچون استاد پرویز منصوری، مسعود فریدونی، بهرام گودرزی بهره‌مند گردید.

او که دغدغه ادامه یافتن راه آموزش موسیقی ناب ایرانی به نسل های بعد را در ذهن می پروراند در سال 1383 به دعوت استاد گرانمایه احمد مراحمی(مدرس و سازساز بنام کمانچه)، به صورت رسمي آموزش کمانچه و ویولن را آغاز نمود.

تارهای وجود مختار با نغمه‌های موسیقی جلایی دوباره می‌یابند و سال‌ها فعالیت وی در زمینه‌های مختلف موسیقی، تربیت و پرورش هنرجویانی موفق در جشنواره‌های استانی، ملی و اهمیت دادن به مبحث پداگوژی به عنوان اصل نخست در تدریس، آهنگسازی، تنظیم، حضور در نشست‌های تخصصی، سخنرانی و نقد و بررسی فضای موسیقایی کشور جملگی نشان از تلاش‌های بی‌وقفه و عشق او به موسیقی ایران زمین دارد.

فلاحي در گرو تحقق همین امیال روحانی، گروه موسیقی ملی صبا را با هدف حفظ و اشاعه موسیقی فاخر ایران زمین در سال 1389 با خوانندگی استاد ذبیح الله کردعلیوند تأسیس نمود و با اجراهای مختلف و معرفی نوازندگان بسیاری به موسیقی این مرز و بوم، سعی در اعتلای بیشتر این هنر گران داشته است.

سال 1397 و همزمان با تاسیس دانشکده فرهنگ و هنر در خرم آباد به دعوت آقای دکتر جمشیدی ریاست دانشگاه، به عنوان مدرس دروس آهنگسازی و نوازندگی به آموزش در این مجموعه همت گمارد و هم اکنون به عنوان مدرس همکاری خود را با این دانشگاه ادامه می‌دهد.
در ادامه گپی دوستانه با مختار فلاحی خواهیم داشت.

توجه: پاسخ به سوالات ذیل نظر شخصی مصاحبه‌شونده است.

از ورود ویلن به موسیقی ایرانی بگوييد

ورود ویلن به موسیقی ایرانی در اواخر دوره قاجار و آموزش آن توسط موسیو دوال فرانسوی و تربیت اولین نوازندگان ایرانی این ساز چون حسین هنگ آفرین و تقی دانشور را می توان سرآغاز فصل جدیدی در موسیقی ایران دانست.

ویلن کمک‌های فراوانی در جهت حرکت‌های رو به جلو در موسیقی ایرانی كرده است.

یکی از راه‌های معرفی موسیقی ایرانی به سایر ملل استفاده از سازهای جهانی در کنار سازهای ایرانی است و در جهت معرفی هرچه بهتر سازهای ایرانی می‌تواند بسیار موثر باشد.

متأسفانه برخی واژه غربی را برای این ساز به کار می برند در حالیکه این ساز جهانی است و می‌تواند در تمام ملل دنیا مورد استفاده قرار گیرد و بکار بردن ویلن در موسیقی ایرانی هیچ لطمه‌ای به موسیقی ایرانی و ساز زیبای کمانچه وارد نکرده چرا که فضای ملودیک و نوع صدادهی و تکنیک این دو ساز با هم متفاوت است و اگر نوازنده این دو ساز کاملا با اصول نوازندگی هرکدام آشنا باشد و در جای درست از آنها استفاده کند بسیار كارآمد خواهد بود.

حذف سازهای جهانی به ويژه ویلن از موسیقی ایرانی که متاسفانه هنوز عده‌ای به دلایل کاملا بی‌اساس به آن دامن می‌زنند در چند دهه اخیر کمکی به پیشرفت موسیقی ایرانی نکرده؛

آهنگسازان و تنظیم‌کنندگان بسیاری در موسیقی ایرانی داريم كه با تسلط و بکارگیری صحیح و بجای اين دو ساز قطعات ماندگاری را برای ثبت در تاریخ موسیقی کشورمان ساخته‌اند.

بزرگانی چون زنده یاد مجتبی میرزاده که سال‌ها در حوزه آهنگسازی و تنظیم تلاش کردند و همچنین استاد مهیار فیروزبخت که بنده افتخار شاگردی ایشان را داشته‌ام.

بد نیست در اینجا خاطره‌ای را از استادم مهیار فیروزبخت را برای شما تعریف کنم ایشان برای بنده تعریف می‌کردند که در هنگام ضبط آلبوم “وطن من” که ساخته زنده یاد استاد پرویز مشکاتیان است وظیفه تنظیم قطعات را بر عهده داشته است، بعد از اینکه سازهای مختلف پارت خود را در استودیو ضبط کردند ایشان از ویلن و ویلنسل نیز در میکس کار استفاده می‌کنند.

روز بعد که استاد مشکاتیان برای شنیدن کار به استودیو می‌آیند از صدادهی ارکستر بسیار لذت می‌برند و از نقش خیلی خوب ویلن در زیباتر نمودن این اثر تمجید می‌کنند. امیدوارم برخی از هنرمندان ما از موضع دشمنی با ساز ویلن دست برداشته و به فکر پیشبرد موسیقی ایرانی و پرورش درون‌مایه و محتوای آن باشند نه حذف یک یا چند ساز جهانی.

البته با تمام تلاش‌هایی که از جانب برخی برای حذف ویلن انجام شد مردم ما این ساز را دوست دارند و در کنار ساز پرافتخار کمانچه که در ایران به ويژه لرستان همه ما به داشتن این ساز افتخار می‌کنیم و با جان و دل در جهت حفظ و اشاعه موسیقی لری و نوای دل‌انگیز کمانچه تلاش می‌کنیم، شنیدن صدای ویلن را هم از ذایقه شنیداری خود دریغ نداشته‌اند.

موسیقی کنونی از نظر شما در چه وضعیتی قرار دارد؟

خوشبختانه گرایش نسل جوان با استعداد به موسیقی و نوازندگی به ويژه کمانچه و ویلن نسبت به گذشته سير صعودي داشته ولی نکته مهم هدایت و آموزش صحیح نسل جديد مبتنی بر حفظ زیرساخت‌های فرهنگی، قومی و ملی است كه جنبه علمی و عملی موسیقی به موازات هم پیش برود، این امر نیاز به توجه اولیای هنرجویان، مسئولین فرهنگی و هنری و همچنین خود هنرجویان دارد.

اینکه صرفا به موسیقی از زاویه سرگرمی بنگریم یا آنرا وسیله‌ای برای پر کردن اوقات فراقت بدانیم در دراز مدت اثر نامطلوبی بر ساختار موسیقایی منطقه یا حتی کشور خواهد داشت.

یک هنرمند بایستی انسانی اهل مطالعه باشد و هر اثری که تولید می‌کند مبتنی بر زیرساخت‌های فکری صحیح، تحقیق، مطالعه، اصالت، نوآوری باشد که در این مصاحبه مجال بررسی و تحلیل کامل و جامع موارد مذکور نیست.

در چند سال اخير لرستان پایتخت کنسرت در كشور شناخته شده؛ نظر شما در اين‌باره چيست؟

جای بسي خوشحالی است که مردم فهیم و هنر دوست لرستانی از کنسرت‌های موسیقی حمایت می‌کنند و این راه را برای حضور هنرمندان غیر بومی در استان هموار کرده است.

البته این موضوع تا جایی قابل تقدیر است که پتانسیل هنرمندان بومي موسیقی لطمه نخورد ولی متاسفانه می‌بینیم بیشترین استقبال از کنسرت‌های پاپ هنرمندان غیر بومی بوده که از اسپانسرهای گاهاً داخلی استان نیز بهره برده‌اند بنظر می‌رسد تنها سرگرم کردن نسل جوان مدنظر بوده تا ارتقاء سطح فرهنگ شنیداری مخاطبان؛

بنده بیش از ده سال است که سرپرستی ارکستر موسیقی ملی صبا را عهده دارم هیچگونه حامی مالی نداشته و بیشتر کنسرت‌های ما برغم بالابودن سطح کار از نظر ارکستراسیون با شکست مواجه شده و مجبور به اجرا در سالن‌های کوچك هستيم. بارها از خواننده‌هاي سنتي يا محلي غیربومی برای اجرای کنسرت با گروه صبا دعوت کرده‌ایم ولي به دلیل نداشتن حامی مالی در داخل استان مجبور به انصراف و اجرا در استان‌های دیگر شده‌ایم.

موسیقی کلاسیک در همه جای دنیا مخاطب کمتری نسبت به ژانرهای دیگر دارد و لزوم حمایت از این نوع موسیقی به شکل جدی‌تر بایستی در دستور كار قرار گيرد.

یک نوازنده یا خواننده یا آهنگساز کلاسیک سالیان سال تمرین و يادگيري و تجربه نیاز دارد تا به مرحله اجرا برسد و مسیر تبدیل شدن به یک موسیقیدان کلاسیک ایرانی یا غربی بسیار دشوارتر از سایر ژانرهای موسیقی مثل پاپ است ولی متاسفانه می‌بینیم موسیقی کلاسیک ایرانی یا همان سنتی با کمترین توجه از طرف حامیان مالی و گاها مسئولان مربوطه مواجه است و حامیان مالی توجه آنچنانی به بحث فرهنگ‌سازی ندارند و صرفا سود مالی‌ را در نظر می‌گیرند.

با اين وجود به تازگي تصمیمات خوبی در خصوص حمایت از گروه‌های داخلی در اداره کل ارشاد اسلامی گرفته شد كه امیدواریم به مرحله اجرا نیز برسد.

در تمام جوامع ابزار فرهنگ و هنر با هم رشد می‌کنند بنابراین رسالت اولیه در کار هنری فرهنگسازی از نوع ایرانی و اسلامی آن است و لازم است در این خصوص به هنرهای بومی مثل موسیقی سنتی و محلی توجه بیشتری شود و هنرمندان بومی بیشتر مورد توجه قرار گیرند تا استعدادهای بسیار خوبی که در این زمینه وجود دارند بتوانند نهایت خود را به موسیقی ملی معرفی کرده و برای استان و کشور افتخارآفرینی کنند.

با توجه به كم‌رنگ شدن گرایش نسل جوان به موسیقی سنتی؛ شما چه راه‌كارهايي را مد نظر داريد؟

انسان در هر مقطع سنی نیازهای فکری و روحی متفاوتی دارد و بایستی با توجه به شور و حال دوره جوانی موسیقی مناسب این رده سنی نیز فراهم شود و به طبع موسیقی سنتی می‌تواند در کنار سایر ژانرهای موسیقی این نیاز را مرتفع سازد چون مبنای موسیقی ما، ردیف دستگاهی موسیقی ایرانی است که ریشه در فرهنگ و تاریخ پرفراز و نشیب، آداب و رسوم مناطق مختلف کشور و حالات روحی مردمان از قبیل شادی، غم، ازخودگذشتگی، امید و دلیری را دارد.

از سویی دیگر با توجه به تنوع ریتمیک این موسیقی و وجود اجزاء ایقاعی که به گونه‌ای این نوع موسیقی را از موسیقی غربی متمایز می‌کند می‌توان با ساخت آثار متنوع نیاز همه اغشار را مرتفع ساخت. اینکه عده‌ای موسیقی سنتی را غمگین می‌دانند دلایل مختلفی دارد؛

گاهی آهنگسازان ما براساس طرز فکر و حس و حال خود و برداشتی که از محیط دارند اقدام به ساخت آهنگ می‌کنند که ممکن است بیشتر آثار آنها غمگین به نظر برسد در اين ميان با ساخت آثار شاد و مهیج بايد روح امید و شور و نشاط را در ذهن جوانان هموطن دمید تا جان آنها انرژی بیشتری برای بالندگی ذهنی و روحی در جهت رسیدن به جامعه‌ای پویا بيايد.

نکته بعدی بحث نوع برداشت ما از آثار موسیقایی است.

در بعضي از موارد یک اثر هنری برای عده‌ای زیبا و پر هیجان و لذت‌بخش است و همان اثر برای عده‌ای دیگر ملال‌آور و غمگین که دلیل این موضوع را می‌توان در میزان سطح آشنایی، ادراک و شناخت از هنر موسیقی یا در اصطلاح فرهنگ شنیداری جامعه جستجو کرد.

شوربختانه چون موسیقی با کیفیت و سالم از رسانه به ندرت پخش می‌شود و در معرفی موسیقی ناب ایرانی تلاش کافی انجام نگرفته و از آن طرف با وجود فضای مجازی همه نوع موسیقی به راحتی در دسترس عموم قرار دارد، بنابراین گوش‌ جوانان ما خواه ناخواه به ژانرهایی از موسیقی یا آثاری از موسیقی عادت کرده است که از نظر سطح کیفی، علمی و هنری بسیار پایین هستند و این خود سلیقه افراد را تحت تاثیر قرار داده و سطح فرهنگ شنیداری اکثریت افراد جامعه را پایین نگه داشته تا جاییکه اکثر گوش‌ها دیگر به موسیقی فاخر و علمی و سطح بالا مأنوس نیست و طبعاً در چنین شرایطی نبایستی انتظار داشت که جوان ما موسیقی کلاسیک ایرانی گوش دهد.

بنده معتقدم که بایستی تلاش‌های زیادی از جانب مسئولین فرهنگی، هنرمندان و خانواده ها و آموزش و پرورش انجام گیرد تا امیدوار بود در آینده گرایش‌ها به موسیقی سنتی نزد جوانان بیشتر شود.

 

تا چه اندازه تدریس صحیح موسیقی را اثربخش میدانید؟

مقوله تدریس بسیار پیچیده و دارای اصول و ضوابط خاص است که صرفا توسط یک معلم نمی‌توان به همه جنبه‌های مثبت آن رسید؛

بلکه وجود یک ساختار کاملا اصولی از بعد نرم‌افزاری و سخت‌افزاری می‌تواند در رسیدن به سر منزل مقصود یاری‌رسان باشد در بعد سخت‌افزاری وجود محیط مناسب تدریس که همان آموزشگاه‌های موسیقی مجهز، فضای مناسب تمرین که همان کانون خانواده است

و داشتن ساز مناسب و استاندارد که باعث رشد صحیح و عدم دلزدگی هنرجو شود و در بخش نرم‌افزاری نیز مهمترین موارد تسلط معلم با علم تیوریک و عملی موسیقی و نوازندگی، اصول صحیح تدریس، روانشناسی آموزش و داشتن خصوصیاتی چون صبر و حوصله، بیان خوب، مهربانی توام با جدیت که بخشی از این موارد تجربی یا ذاتی و بخش بیشتر آن از راه آموزش به مربیان در بحث پداگوژی حاصل می شود.

آموزش هنر توام با آموزش خصوصیات اخلاقی یک هنرمند از مواردی است که همواره در موسیقی و هنر ایرانی به آن تاکید شده و کلاس‌های موسیقی بایستی مکانی برای پرورش آموزه‌های اخلاقی نیز باشد.

آموزش کتب آکادمیک، تمرین عملی نوازندگی، تربیت شنوایی، وزنخوانی، ایجاد و تقویت موزیکالیته، تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی، ایجاد زمینه مساعد برای بروز خلاقیت هنرجو، مشاوره و ایجاد ذهنیت صحیح در جهت هموار نمودن مسیر پیشرفت وی در وادی موسیقی و همچنین فراهم آوردن امکانات لازم برای اجراهای صحنه‌ای هنرجویان به کمک آموزشگاه‌های موسیقی، اهل مطالعه بودن و بروز کردن معلومات خود همه از مواردی هستند که بنده طی این سال‌ها سعی در رعایت آن‌ها داشته‌ام و در این زمینه تجارب خود را بصورت مقاله یا سخنرانی ارایه کرده‌ام.

انشاابزودی بخشی از آثار بنده بصورت کتاب در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.

ناگفته نماند هنر تدریس بسیار سخت و طاقت فرساست که امیدوارم نواقصی که بنده در این مسیر داشته و دارم را هنرجویان عزیزم ببخشایند.

در اینجا جا دارد از زحمات آموزشگاه‌های موسیقی هزاردستان و صبا با مدیریت استاد فرشاد سیفی و استاد ذبیح‌اکردعلیوند که بنده به عنوان معلم در آنها فعالیت دارم و در همکاری و برگزاری اجراهای صحنه‌ای و اهمیت دادن به ارتقاء سطح کیفی آموزش تشکر و قدردانی نمایم.

در نهایت اگر عشق به تدریس وجود نداشته باشد هیچ کدام از موارد ذکر شده را نمی‌توان محقق ساخت. اما مسأله دیگر اینكه برخی از جوانان مستعد ما دارای نگاه صرفا عملی به نوازندگی هستند و علم و مطالعه در این بین نقش کمرنگی دارد و حتی برخی از معلمین ما هم در این خصوص راهنمایان خوبی برای هنرجو نیستند و صرفا در جهت رضایت ذهن آماتور هنرجو تلاش می‌کنند و در پی رساندن هنرجو در کمترین زمان به خواسته‌اش که همان نواختن چند ملودی ساده محلی یا سنتی آن هم به شیوه کاملا غیراصولی هستند. هنرجویانی که به این شیوه آموزش می‌بینند در دراز مدت دچار یاس و ناامیدی و حتی عدم اعتماد بنفس خواهند شد.

تدریس به روش سینه به سینه که اصطلاحا به آن گوشی هم می‌گویند در عصر حاضر با توجه به کمبود زمان تدریس بسیار ناکارآمد است آن هم برای هنرجوی نوپا، صد البته شناخت دقیق موسیقی ایرانی و اجرای کامل ظرایف آن در قالب زبان نت قابل بیان نیست ولی این نه به این معنا که هنرجو در بدو آموزش بدون آشنایی با نت در مسیر یادگیری قرار گیرد.

مقوله سلفژ و آشنایی با مباحث تیوریک و پیوند آن با مباحث عملی نوازندگی از ملزومات اساسی در امر آموزش و یادگیری موسیقی است نهایتا در سطح بالاتر که هنرجو وارد دوره ردیف نوازی می‌شود ضمن آموزش ردیف و تجزیه و تحلیل آن می‌توان برای درک بهتر موسیقی آوازی و ایجاد موزیکالیته صحیح برخی نکات را به صورت شنیداری و به روش قدما برای هنرجو توضیح داد تا وی ضمن حفظ کردن ردیف، ظرایف موسیقی ایرانی را که در قالب نت قابل بیان و درک نیست بهتر متوجه شود و بتواند از خلاقیت خود که همان بحث زیباشناسی در هنر است بهره ببرد.

تا زمانیکه در عصر حاضر با نگاه غیر علمی به آموزش موسیقی بپردازیم و بحث مهم پداگوژی را در موسیقی نهادینه نکنیم نبایستی انتظار تربیت یک نسل پویا و متفکر هنری را در موسیقی داشته باشیم.

وضعیت تدریس موسیقی در استان لرستان را چگونه ارزیابی می‌كنید؟

برای تدریس مواردی از جمله نوازنده ماهر، با تجربه یا تحصیلکرده موسیقی بودن، خوب است اما کافی نیست چرا که پیشه مقدس معلمی شرایط ویژه‌ای می‌طلبد که شوربختانه در برخی از آموزشگاه‌های استان ما کمتر به آن توجه می شود حتی آموزش کودکان که به نظر بنده حساس‌ترین دوره آموش است را مربیان كم‌تجربه عهده‌دار می‌شوند.

درحالیکه برای تدریس در هر زمینه‌ای، گذراندن دوره پداگوژی (شیوه تدریس و ارزشیابی آموخته‌ها) الزامی است و بنده با توجه به شرایط شغلی و علاقه‌ای که به تدریس دارم دوره‌های مذکور را گذرانده و پس از واجد شرایط بودن افتخار معلمی در این حوزه را کسب کرده‌ام.

همچنین جهت تدریس موسیقی در دانشكده هنر کد مدرسی دریافت کرده‌ام. برای ساماندهی این وضعیت از مسیولین محترم انتظار داریم در این خصوص تصمیمات مناسبی را اتخاذ نمایند و کلاس‌هایی را تحت عنوان روش‌های صحیح تدریس برگزار نمایند تا هنرمندان عزیزمان همپای نوازندگی خوب در صورت تمایل به تدریس، اصول صحیح تدریس را بیاموزند.

از شیوه تدریس موسیقی خودتان بگویید.

تمام تلاشم را میكنم در فضای آموزش اصول نوین و صحیح را بكار بگیرم و پیوند بین علم و تجربه و عمل را در مسیر آموزش همواره سرلوحه کار خود قرار دهم که نتیجه آن طی سال‌های اخیر معرفی نسل جدیدی از نوازندگان خوب ساز کمانچه و ویلن است و برخی هم‌اکنون به عنوان معلم موسیقی در سطح استان فعالیت می‌کنند برخی هم در دانشگاه‌های معتبر داخل و خارج به عنوان دانشجوی موسیقی مشغول به تحصیل‌اند.

کسب مقام اول در معتبرترین جشنواره نوازندگی ویلن کشور(نوای خرم) توسط دو تن از هنرجویانم آقایان ارسلان عبدالهی و علی خسروانی، قبولی در دانشگاه تهران مهرشاد جمشیدی و فرشته یاراحمدی و راه‌یابی دیگر هنرجویانم به دانشگاه‌های کشور و حضور همیشگی آنها در رده های بالای سایر مسابقات ملی و استانی برای بنده مایه دلگرمی و انرژی بیشتر در ادامه مسیر آموزش است.

اكثر مردم بر این باورند كه یادگیری ویلن دشوار است، شما هم موافقید؟

همواره در اولین جلسه آموزش با این سؤال مواجه می‌شوم؛ اگر ما عاشق موسیقی باشیم با انتخاب معلمی دلسوز از امروز ویلن یا کمانچه را جزیی از زندگی‌مان بدانیم ادامه راه نه تنها سخت نیست بلکه تمرینات آن هم لذت‌بخش است چون در ره عشق سختی شیرین است.

به قول حضرت حافظ: حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد. از طرفی نقش معلم در این خصوص و هدایت شیوه فكری و ایجاد علاقه بیشتر در هنرجو و عادت دادن او به تمرین روزانه و عجله نكردن در امر یادگیری به مرور دشواری‌ها را آسان می كند.

اگر کسی کمانچه بنوازد می‌تواند ویلن بنوازد یا برعکس؟

بله بدلیل بدون پرده (fretless) بودن و شباهت‌های ساختاری می‌توانند این کار را انجام دهند.

البته این دو ساز از نظر اکول با هم متفاوت هستند که طبعاً بواسطه اکول متفاوت از نظر نوع تکنیک اجرایی تفاوت‌هایی هم با هم دارند.

و ضمنا در اجرای موسیقی ایرانی بایستی به لحن و نوع بیان این دو ساز دقت کرد زمانیکه استاد صبا ردیف موسیقی ایرانی را برای ویلن تدوین کرد در واقع از تکنیک کمانچه‌نوازی آن دوران که نشأت گرفته از کمانچه‌نوازی حسین‌خان اسماعیل‌زاده که نوازنده بنام دوره ناصری بود استفاده کردند و مطالبی را هم از تکنیک نوازندگی سازهای سه تار و تار و سنتور و فلوت به ویلن اضافه کردند ولی بعدها نوازندگان بزرگی چون مهدی خالدی، رضا محجوبی، حبیب‌الله بدیعی، پرویز یاحقی، علی تجویدی، اسدالله ملک، مهندس همایون خرم، سیاوش زندگانی، مهیار فیروزبخت و چند تن دیگر تکنیک نوازندگی ویلن را تغییر دادند و تأثیر بسیاری در محبوب شدن این ساز در بین ایرانیان داشتند.

به نظر بنده همانطور که گاهاً یک نوازنده سه‌تار، تار هم می‌نوازد یا بالعکس نوازندگان کمانچه و ویلن نیز می توانند این کار را انجام دهند.

وضعیت فروش ساز چگونه است؟

هیچ نظارتی در قیمت‌گذاری برای سازهای ساخت داخل کشور انجام نمی‌گیرد و برخی از سازسازان که سابقه چندانی در این زمینه ندارند اقدام به افزایش نامتعارف قیمت ساز می‌کنند و این امر باعث می‌شود که سازندگان قدیمی و با سابقه نیز برای اینکه ارزش کارشان پایین نیاید اقدام به افزایش قیمت کنند. نتیجه این نابسامانی تحمیل بار مالی سنگین جهت خرید ساز توسط هنرجویان است.

در خصوص ویلن هم که سازی است وارداتی و سازندگان کمی در داخل کشور دارد نیز قیمت‌ها به دلایل گوناگون بالا می‌رود و چند نفری هم که در داخل کشور سازنده ویلن هستند به دنبال آن قیمت‌ها را افزایش می‌دهند.

امیدوارم در این خصوص هم تصمیمات كارآمدی اتخاذ شود تا بدینوسیله استقبال از موسیقی و نوازندگی در بین جوانان به دلیل فشار مالی کم نشود.

تا آنجاییکه بنده اطلاع دارم در خرم‌آباد کارگاه ساخت ویلن نداریم ولی یکی از هنرجویان قدیمی بنده آقای سامان امیدی که از نوازندگان خیلی خوب ویلن هستند در زمینه صداسازی و رگلاژ ویلن خدمات مفیدی به هنرجویان ارایه مینمایند.

از گروه صبا برایمان بگویید.

استاد ابوالحسن صبا معلم و موسیقیدان بزرگ تاریخ موسیقی ایران که عمر و جان خویش را در راه اعتلای موسیقی ایرانی وقف کردند و به حق برای اکثر سازهای ایرانی و حتی ویلن روشی نو ابداع و نوازندگان و خوانندگان بنامی را تربیت کرده و خالق آثار فاخر بسیاری در عرصه آهنگسازی و تکنوازی میباشند. به پاسداشت این مقام والا گروه موسیقیمان را صبا نامیدیم به امید اینكه نسل جدید بیشتر به ارزش بزرگان پی برده و از زندگی هنری ایشان سرمشق بگیرند و با پویایی و جدیت در راه پیشرفت موسیقی ایران‌زمین گام بردارند.

گروه صبا با بیش از ده سال فعالیت مستمر و اجراهای کلاسیک ایرانی و محلی، نوازندگان و خوانندگان مستعدی را به موسیقی استان و کشور معرفی کرده و از حضور خوانندگان مطرح استانی و کشوری از جمله ذبیح‌اکردعلیوند، محمدملاآقایی، علی دلفانی، احمد بیرانوند، بردیا مهرآرا و رامین میر بهره‌مند شده است. جا دارد از سه دوست و هنرمند عزیز استاد ذبیح‌اکردعلیوند از مدرسین با سابقه و پرتلاش موسیقی و مسیول آموزشگاه موسیقی صبا، دوست عزیزم امیر بیات نوازنده و مدرس نی و آرین امیری نوازنده چیره دست و مدرس سنتور که از بدو تشكیل گروه صبا با جان و دل برای بقای گروه و پاسداشت موسیقی ایرانی تلاش کرده‌اند سپاسگذاری کنم.

نظر شما در رابطه با جایگاه زنان در موسیقی چیست؟

نقش زنان و مادران ایران‌زمین در موسیقی و انتقال فرهنگ بر هیچ کس پوشیده نیست این زنان و مادران هستند که فرهنگ را به نسل‌ها آموزش می‌دهند و لالایی‌های مادران به عنوان زیباترین موسیقی در گوش و جان فرزندان طنین‌انداز لطافت‌های انسان‌ساز هر نسلی است. در سالیان اخیر به لطف نگاه فرهنگمدارانه پدران و مادران توجه به امر آموزش موسیقی دختران سرزمینمان بسیار نویدبخش است.

در بین هنرجویانم استعدادهای شگرفی وجود داشته و دارند. برخی هم اکنون در دانشگاه‌های سطح اول کشور مشغول به تحصیل هستند. نوازندگان خوبی چون فرشته یاراحمدی دانشجوی دانشگاه تهران و نیلوفر توکلی دانشجوی دانشگاه هنر رشت و در بین هنرجویان سال‌های اخیر می‌توانم از استعدادهای بی نظیری چون شیدرخ خسروی، کوثر احمدی، آیسان آریانا، کیانا عبدالله‌زاده، آتنا والیزاده، هلنا ستاری، بهار عباسی، سارینا ملکی، آفاق بیرانوند، فاطمه زمردی، شیما جعفری، فاطمه دریکوند، آوا عارف‌کیا، آرشیدا پازوکی، مبینا سیاوشی و چند نفر دیگر که همگی نویدبخش آینده‌ای خوب برای بانوان در موسیقی ایران زمین است.

آیا تابحال به کنار گذاشتن موسیقی از زندگی شخصیتان فکر کرده‌اید؟

نگاه کردن به زندگی و هستی از دریچه هر هنری زیبایی‌های خاص خود را دارد بنابراین حذف آن از زندگی یعنی حذف خود زندگی، به قول عراقی: همه عالم به تو می بینم و این نیست عجب به که بینم ؟ که تویی چشم مرا بینایی. موسیقی نغمه بهشت است و در منزل ویرانه حذف آن ناممکن.

و سخن پایانی مختار فلاحی

در پایان جا دارد از همه مسیولان هنری و بزرگان و اساتید و عزیزانی که برای هنر موسیقی زحمت می‌کشند و دلسوز فرهنگ و هنر ایران زمین هستند تشکر و تقاضا کنم قدر بزرگان و پیشکسوتان هنر را تا زمانیکه در قید حیات هستند بدانیم و قدردانی از آنان را خدای ناکرده به بعد از مرگشان موکول نکنیم و بدانیم تجاربی که این عزیزان در اختیار نسل جوان قرار می‌دهند حاصل سال‌ها زحمت و از جان گذشتگی آنهاست و سعی کنیم به پاسداشت لحظات زیبایی که با آثارشان برای ما خلق کرده‌اند آنها را تنها نگذاریم و قدردانشان باشیم و همچنین مسیولین هنری فعالیت‌های هنری و هنرمندان واقعی و دلسوز را با دقت بیشتری رصد کنند و از نظرات آنان که حاصل سال‌ها تلاش و خون دل خوردن است در پیشبرد هر چه بهتر شرایط موسیقی استان استفاده کنند.

از شما بخاطر وجود نشریه فرهنگی و پربار میر ملاس نو و همچنین فرصتی که در اختیار بنده قرار دادید تشکر می‌کنم و امیدوارم فضای هنری استان ما عاری از حسادت و کینه‌ورزی و خصایص بد انسانی باشد و هنری هر روز بهتر و پربارتر از دیروز با مشارکت و همدلی جوانان پرتلاش به قله‌های بزرگ هنری که لایق آن است دست بیابد.

نگاهی به فعالیت‌های هنری مختار فلاحی

1- فراگیری نوازندگی کمانچه محلی نزد مرحوم استاد حسین سالم 1374 تا 1375
2- فراگیری نوازندگی کمانچه سنتی نزد استاد حجت اله ندری 1374 تا 1377
3- فراگیری نوازندگی ویلن و ردیف ابوالحسن صبا 1378 تا 1380
4- ادامه فراگیری نوازندگی ویلن واصول آهنگسازی و بداهه نوازی در موسیقی ایرانی نزد استاد مهیار فیروز بخت از 1384 تا کنون
5- همکاری با گروه موسیقی محلی انجمن موسیقی به سرپرستی استاد محمد رضا کریمی 1376 تا1381
6- همکاری و اجرای با خوانندگان موسیقی محلی و سنتی ذبیح کردعلیوند، محمد ملاآقایی، بهرام گودرزی، رضا سقایي، داریوش نظری، سیف الدین آشتیانی، بهمن اسکینی، محمد میرزاوندی، غلامرضا سبزعلی، حسین فرجی، فضل اله صفاری، ایرج رحمانپور، مالک امینی پیشوا، حسن خوش نوا، رامین میر، مصیب علیپور، حشمت فتحی، بردیا مهرآرا، فرج علیپور و علی دلفانی.
7- عضو گروه موسیقی سنتی نوبانگ همدان به سرپرستی سعید ناصر شریعتی از سال1377 تا 1382 و راهیابی به سومین جشنواره موسیقی دانشجویان کشور1378 شیراز و انتخاب به عنوان بهترین گروه موسیقی دانشجویی و اجرای کنسرت در نقاط مختلف کشور
8- عضو گروه موسیقی سنتی فارابی همدان به سرپرستی پیروز بنی بیات و اجرای کنسرت در نقاط مختلف کشور 1377 تا 1382
9- عضو گروه موسیقی سنتی باربد خرم آباد به سرپرستی ساسان بازگیر و خوانندگی ذیح الله کردعلیوند و اجرای کنسرت در شهر خرم آباد1380 تا 1384
10- سرپرست گروه موسیقی ملی صبا واجرای کنسرتهای سالانه در شهر خرم آباد 1388 تا کنون
11- عضو گروه موسیقی همنوازان طلوع به سرپرستی حسین لک و خوانندگی حسین علیشاپور
12- همکاری با گروه های موسیقی شهرستان الیگودرز به سرپرستی استاد بهرام سرلک و ساخت قطعات موسیقی محلی از سال 1392
13- همکاری با گروه موسیقی هزاردستان خرم آباد به سرپرستی فرشاد سیفی به عنوان نوازنده و آهنگساز از 1396 تا کنون.
14- همکاری با واحد موسیقی صدا وسیمای استان لرستان 1377 تا کنون
15- عضو خانه موسیقی ایران از سال 1380 تا کنون
16- عضوانجمن موسیقی لرستان از 1381 تا کنون
17- تدریس ویلن و کمانچه در انجمن موسیقی استان لرستان از سال 1386 تا کنون
18- تدریس ویلن و کمانچه در آموزشگاه موسیقی مشتاق در سال 1383 به مدت یک سال
19- تدریس ویلن و کمانچه در موسسه هنری آذر مهر از سال 1384 تا 1397
20- تدریس ویلن و کمانچه در آموزشگاه موسیقی آوا و نوا شهرستان الیگودرز از سال 1392 تا 1398.
21- تدریس ویلن و کمانچه در آموزشگاه هزاردستان خرم آباد از 1394 تا کنون.
22- تدریس ویلن و کمانچه در آموزشگاه آوای سرنا خرم آباداز 1394 تا 1397.
23- تدریس ویلن و کمانچه در آموزشگاه صباخرم آباد از 1396 تا کنون.
24- مدرس دانشکده موسیقی دانشگاه علمی کاربردی واحد یک لرستان و دارای کد مدرسی دانشگاه.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یادداشت های بعد فرم نظر